می بوسَمش شایـــد از پُشت این ضَریـح حــاجت رَوا شومـــ !!!
+چه روزنه امـ ـیدی ممکن است باشد ؟!
وقتی نداشته ها بیـ ـشتَر از داشته هاست
منو بفهم
وقتی جز رفتن
واسم راهی نمونده
شکستم
نه آن زمان که رفتی ..
همان وقت که گفتی می روی ..
هیچـــ كســ
ویرانی ام را حســـ نكرد
روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟
کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .
مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !
نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی
از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار
.
.
.
گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم
دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد
1 روز
1 ماه
1 سال
از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .
چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ
وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...
مـَــن ..
طَعـــم شیرین یافتن را
در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم
و در این میان
سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر
ساده بود ..
در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ
آنقــَــَدر آرام مۓ شوم
کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم
بـایـ ـد نفس بکشم ...
این روزها …
یا به تو می اندیشم،
یا به این می اندیشم، که چرا !؟
به تو می اندیشم ...!!
با ساعت دلم
وقت دقیق آمدن توست!
من ایستاده ام:
مانند تک درخت سر کوچه
با شاخه هایی از آغوش
با برگ های از بوسه
با ساعت غرورم اما !
من ایستاده ام:
با شاخه هایی از تابستان
با برگ هایی از پاییز
هنگام شعله ور شدن من!
هنگام شعله ور شدن توست!
ها . . . چشم ها را می بندم
ها . . . گوش ها را می گیرم
با ساعت مشامم
اینک:
وقت عبور عطر تن توست
+ نوشته شده در شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 1:12 توسط میلاد
|
بنام الهه عشق به نام پروردگار عالم هستی و بنام آنکه عشق را دروجودم نهاد تا تورا دوست بدارم بنام آنکه غربت رابنا کرد ومرا از تو وتورا از من جدا کرد عزیزم تو اکنون کجای که من درعالم شبهایی همراه میخواهم ای مهربان بی تو چه دنیا نامهربان است ای گل امیدم تنها در وجودم تو روییده ای ای باغبان عزیز گلم را پرپر نکن چقدر دلم میخواست در کنارم بودی و هر دو از این سکوت لذت میبردیم واجازه میدادی دنیایم پر از زیبایی و گرم حضورت میشد محبوبه قشنگم بیا ونگذار که نومیدی باز گردوبگو که معشوق بی گناهت را محکوم به ماتم و عذاب نخواهیم کرد بگو که بامن چنین بی رحمانه و نامردانه رفتار نخواهی کرد بگو که خواهی گذاشت نگاه پاک و مهربان ومعصومت جام شرابم باشد ای مهربان وچه زیباست شندیدن این حرفها از لبان تو وچه درد ناک است انتظار .
تو بیمارستان به دنیا اومدم! از بچگی بزرگ شدم! چند سال سن دارم! تو دوران کودکیم بچه بودم! با رفیقام دوست شدم! تو خونمون زندگی میکنم! بعضی شبا که میخوابم خواب میبینم! تا حالا نمردم و..
@به سلامتیه اونایی که میان اینجا وبدون نظر نمیرن بیرون .@
در زندگی سه چيز باز نميگردد: زمان،كلمات و موقعيتها. سه چيز نبايد از دست برود: آرامش،اميد و صداقت. سه چيز قطعي نيست: رؤياها،موفقيت و شانس. و سه چيز از با ارزش ترينهاست: عشق،اعتماد به نفس و دوستان واقعي. $$$$$$$$$89/11/26$$$$$$$$$$