junm

دلم به بهانه ندیدنت گریست بگذار بگرید و بداند هرآنچه خواست همیشه نیست.


خواستن...

گل را دوست دارم تورا هم دوست دارم

گل را برای بوییدن

تورو برای بوسیدن

گل را برای یک لحظه و تورا برای همیشه

دوستت دارم

دلم تنگ است... نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی... پریشان حالم و بی تاب می گریم و قلبم بی امان محتاج مهر توست... نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من... به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را که شاید اندکی آرام گیرد دل... دلم تنگ است... و تنهایم و تنهایی به لب می آورد جانم... بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل که بی پروا... تلنگر می زند بر من و می گوید به من نزدیک نزدیکی... به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم... چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم... پر از امید سبز خواب دیدارم و می خوام که نامت رو به لوح سینه بنگارم و نجوایی کنم در دل و گویم تا ابد : دوستت دارم

برای عشق

فقط برای عشق می نویسم

 برای تویی که قلبت پـاک است... برای تو می نویسم........ برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست... برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است... برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی... برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی... برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ... برای تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است.... برای تویی که قلبت پـاک است...

اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند

اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند : آن وجودي را كه زماني با تو ميديدند كه بود؟

بگو: دنيايي از عشق بود كه درحسرت رسیدن به كرانه عشق مرد.

بگو: ديوانه ی بت پرستی بود كه بتش را ديوانه وار دوست مي داشت.

بگو: اشك در به دری بود كه به هيچ ديده اي به جز ديده ی من آشيان نداشت. 

بگو: برای اندك زمانی با من بود ولی تا آخرين لحظه هايش می گفت: دوستت دارم